close
تبلیغات در اینترنت
زبان و ادبیّات بلوچی

تارنمای رسمی عبدالحمید خدایاری

به تارنمای رسمی عبدالحمید خدایاری شاعر، نویسنده و پژوهشگر بلوچ خوش آمدید .برای استفاده مطلوب در تارنما عضو شوید واز مطالب ناب و منحصر بفرد آن استفاده کنید.

آخرین ارسالی های انجمن

ضرب المثل های بلوچی به همراه تلفظ کتبی - نوشتاری لاتین ، و برگردان فارسی

ضرب المثل های بلوچی به همراه تلفظ کتبی - نوشتاری لاتین ، و برگردان فارسی

 مَمِری میشان کهِ مُلک بَهارگاهِ بیت

Mameri mishan k molk bahargahe bit

-انتظار رخ دادن اتفاقی غیر منتظره

مالا گَور(هندو) پُجی گوشتا گامیش

Mala gavr poji gooshta gamish

-آدمای بی خرد و کم اصل نمی توانند دارایی و مال را به درستی نگهداری کنند

پَ دِلکَش کزور کَندَهار(قندهار)نَبیت

Pe delkash kozour Kandahar nabit

-انتظار بیهوده داشتن(باحلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی شود)

هُشتِر و کَمَّک مبو

Hoshter o kamak mabou

-توقع زیاد داشتن

ضرب المثل های بلوچی به همراه تلفظ کتبی - نوشتاری لاتین ، و برگردان فارسی

زندگی نامه محمدعیسی وکیلی شاعر و نویسنده بلوچ سراوانی

زندگی نامه محمدعیسی وکیلی شاعر و نویسنده بلوچ سراوانی

محمد عیسی وکیلی فرزند عبدالصمد در سال ۱۳۴۸ در دهستان کوهک محله کوت از توابع شهرستان سراوان دیده به جهان گشود دوران ابتدایی و راهنمایی را در همین روستا به پایان رسانید. اشتیاق به شعر و نویسندگی شوق درونی اش است. اینک به زندگی نامه او از زبان خودش می پردازیم.
یا خداوند و ای شه مطلق
کل قانون و حکم تو بر حق

از گناهانم در گذر فرما
ور ره بد مرا به در فرما

بر زهد و تقوا رب بکن جلبم
از لذّ ایمان تو نکن سلبم

 

زندگی نامه محمدعیسی وکیلی شاعر و نویسنده بلوچ سراوانی

زندگی نامه سیدظهورشاه هاشمی محقق،شاعر و نویسنده بلوچ


زندگی نامه سیدظهورشاه هاشمی محقق،شاعر و نویسنده بلوچ

سید ظهور شاه هاشمی در بیست و یکم آوریل 1926 - میلادی در شهر بندری گوادر از بنادر بلوچستان شرقی واقع در خاک پاکستان در خانواده‌ای شیفته ادب و فرهنگ به دنیا آمد . تحصیلات ابتدائی را نزد پدر گرامی‌اش سید محمدشاه هاشمی و دوره متوسطه را در دبیرستان گوادر به پایان رساند .
سید هاشمی از بزگترین شاعران و نویسندگان و محققان بلوچ بود که به زبانهای پارسی ،‌اردو ، انگلیسی و عربی تسلط داشت .

زندگی نامه سیدظهورشاه هاشمی محقق،شاعر و نویسنده بلوچ

تحلیلی بر الفبا و املای زبان بلوچی - بخش اول

تحلیلی بر الفبا و املای زبان بلوچی - بخش اول
الفبای زبان بلوچی و آیین نگارش این زبان یک سیر تحولی را پیموده وتوسط صاحب نظران و ادب دانان صحنه ی ادبیات و زبان بلوچی به صورت های گوناگون تعریف و بکار برده شده است و هر کس با سلیقه خودش در نگارش آثار و اشعار خودش اقدام کرده و یک رسم الخط واحدی را بکار نبرده اند. ولی با گردهمایی هایی که توسط صاحب نظرانی به همراهی سید هاشمی به یک نقطه نظر مشترکی دست یافتند ولی با این حال این رسم الخط منتقدان زیادی را بدنبال خودش داشت .ما در این قسمت به بررسی نظرات صاحب نظران و محققین بزرگ در زمینه املاء و نگارش زبان و ادبیات بلوچی می پردازیم.


تحلیلی بر الفبا و املای زبان بلوچی - بخش اول

حكايت بلوچستان و مردمان بلوچ در راوي آدم هاي سه قران و صناري ،گفتگو با محمود زند مقدم

حكايت بلوچستان و مردمان بلوچ در راوي آدم هاي سه قران و صناري ،گفتگو با محمود زند مقدم

«حكايت بلوچ تلفيق موفقي است از شيوه تصوير هنرمندانه فضاها با آدم ها با آگاهي هاي مورد نياز در مردم شناسي»اين گفته احمد اشرف انديشمند شهير ايراني شايد بهترين وصف براي اثر ماندگار فردي باشد كه 47 سال تمام را با مردمان بلوچ «زيسته»است؛هم او كه با وجود در اختيار داشتن مدرك دكتري از انگلستان آن هم در زمانه اي كه كمتر كسي اساسا مدركي مشابه با او در اختيار داشت،ترجيح داد تا به جاي پست و مقام،راه بلوچستان را در پيش گيرد و با كوششي مثال زدني،يكي از برجسته ترين تك نگاري هاي اجتماعي را به رشته تحرير در آورد.دكتر محمود زند مقدم بلوچ شناس پيشگام ايراني سخن بسيار دارد:سخناني كه سرچشمه اش شناختي عميق از مردمان و مختصات خاص بلوچستان است و اين شناخت تام و تمام نه يك تعارف بلكه واقعيتي است كه ريشه اش به عجين بودن زندگي او با بلوچستان بر مي گردد.اينك اما در خانه ي كوچك اما پر مهرش در دركه ي تهران،دردمند و گله مند است:گله مند از آناني كه بدون كوچكترين شناختي از روحيات مردم منطقه براي آنها تصميم مي گيرند و دردمند از انتشاراتي كه مدتهاست چاپ جلد ششم «حكايت بلوچ» را به تاخير انداخته است تا همين دليلي باشد بر بي انگيزگي اش براي تدوين جلد هفتم كتاب.با دكتر زند مقدم بلوچ شناس و بنيانگذار مراكز علمي و دانشگاهي سيستان بلوچستان در سال هاي دور گفتگويي ترتيب داده ايم كه در ادامه مي خوانيد:

حكايت بلوچستان و مردمان بلوچ در راوي آدم هاي سه قران و صناري ،گفتگو با محمود زند مقدم

زبان و فرهنگ بلوچي در تركمنستان

زبان و فرهنگ بلوچي در تركمنستان

پژوهشي از موسسه زبانشناسي روسيه، فرهنگستان علوم مسكو، گروه زبان‌هاي ايراني
در جمهوري تركمنستان، اقليت كوچكي ساكن هستند كه كمتر مورد شناخت جامعۀ جهاني قرار گرفته‌اند كه اين اقليت بلوچ مي‌باشد. بلوچ‌ها مردماني سرشار از حس وحدت، فرهنگ قوي، تاريخ، زبان، سنت و مذهب مشترك هستند. بلوچ‌هاي تركمنستان بخشي از جامعۀ جهاني هستند كه با فرهنگ و تاريخ منحصر به فرد خود عمدتاً در كشورهاي پاكستان، ايران و افغانستان سكونت دارند. در خارج از اين كشورها نيز جوامع كوچك بلوچي در هندوستان، شرق آفريقا و عمان وجود دارد. پراكندگي جمعيت قوم بلوچ بسيار زياد است، بلوچ هاي تركمنستان بطور عمده در شمالي‌ترين نواحي اين كشور زندگي مي‌كنند. همچنين اقليتي كوچك از بلوچ‌ها به كشورهاي شمالي اروپا مهاجرت نموده‌اند.

بلوچ‌هاي تركمنستان
بنظر مي‌رسد اولين گروه‌هاي مهاجر بلوچي به روسيه در مناطق "ماري" تركمنستان  سكني گزيده باشند، سپس آن‌ها بخشي از قلمرويي كه امروزه به جمهوري تركمنستان تعلق دارد شناخته شدند.

زبان و فرهنگ بلوچي در تركمنستان

سید ظهورشاه هاشمی میراث دار ادبیات زبان بلوچی

سید ظهورشاه هاشمی
میراث دار ادبیات زبان بلوچی

سید ظهورشاه هاشمی او در 21 آوریل 1926 در گوادر چشم به جهان گشود ودر 4 مارس 1978 در کراچی از دنیا رفت. اگر در آینه ی زبان و ادب بلوچی به زندگی سید هاشمی نظر بیاندازیم متوجه می شویم که از 53 سال زندگی او 27 سال را می توانیم در نظر بگیریم چرا که تا سن بیست وپنج سالگی او با کاروان زبان و ادب بلوچی همراه نیست. البته این بدان معنا نیست که او در این مدت تلاش و کوششی نکرده است. درد و رنجی که در میان قوم خود می دید همیشه سینه اش را می فشرد. محافل سیاسی و مردم گوادر تلاش و کوشش سید هاشمی را هیچگاه نمی توانند از یاد ببرند.
سید هاشمی در سال 1950 در سن 25 سالگی اولین غزل خودرا به تشویق شخصی به نام قاسم هوت به نام (ناگمانی چست بنت در کاینت اپارگ منی) را سرود. سال 1950گذشت و غزل سید هاشمی همین یکی بود اما سید هاشمی از این به بعد است که در عرصه ی ادب بلوچی می تازد و قابل ستایش است.

سید ظهورشاه هاشمی میراث دار ادبیات زبان بلوچی

ارتباط واژگانی زبان بلوچی و فارسی

ارتباط واژگانی زبان بلوچی و فارسی
زبان بلوچی و زبان فارسی دو گویش از چندین گویش هستند که از یک زبان ایرانی دوره ی باستان نشأت گرفته اند. این دو زبان با شرایط خاص خود توانسته اند تا امروز خود را حفظ کنند، زبان فارسی به عنوان زبان دوم دین اسلام و زبان ادبی و فرهنگی مردم و دربار امیران ایران بزرگ توانسته است تحولات گوناگونی بیابد و دامنه ی واژه های آن گسترش یابد و به زبانی صیقل خورده و فصیح و روان مبدل شود، با این حال چون در معرض هجوم اقوام و فرهنگها و زبان های دیگر قرار داشته ، بسیاری از واژه ها و اصطلاحات کهن خود، حتی تلفظ بعضی از واج ها، را از دست داده است و واژه ها و اصطلاحات دیگری از زبان ها و گویش های دیگر را جایگزین آن ها کرده است.
مسئله ی زبان بلوچی با فارسی فرق می کند، درست در مقابل زبان فارسی که زبانی نوشتاری و زبان رایج در دربار و حکومت ها بوده، بلوچی در حاشیه قرار داده است
ارتباط واژگانی زبان بلوچی و فارسی

بلوچ در رساله پهلوی

بلوچ در رساله پهلوی

از مهمترین منابعی که در مورد حضور بلوچ ها در کناره دریای خزر سخن می گوید منبعی است به زبان پهلوی ساسانی به نام شهرستان های ایران  این رساله کوچک چند صفحه ای تنها اثری است به این زبان که موضوعش منحصرا جغرافیای تاریخی شهرهاست از رساله پهلوی سه ترجمه به فارسی می شناسیم نخست ترجمه صادق هدایت دیگر ترجمه سعید عریان و سپس ترجمه احمد تفضلی  سه بند از این رساله مستقیما مربوط به تاریخ قوم بلوچ می باشد که آن سه بند رانخست از ترجمه صادق هدایت نقل می کنیم :

بند 28 – بیست شهرستان در پذشخوارگر (نواحی کوهستانی طبرستان و گیلان ) ساخته شده چه ارمیل ... پس او (ارمایل ) به فرمان فریدون برای کوه نشینان ساخت ایشان از آزی دهاک (ضحاک ) شهریاری کوهستان را بدست آورده بودند

بند 29 – فرمانروایان کوهستان هفت باشند . ویسمکان دماوند نهاوند بهستون دینبران مسروکان و بلوچان و مرینجان .

بند 30 – این ها آن بودند که از آزی دهاک فرمانروایی کوهستان را بدست آورده بودند .

دنباله در ادامه مطلب

بلوچ در رساله پهلوی

ردّ پای بلوچ در شاهنامه فردوسی

ردّ پای بلوچ در شاهنامه فردوسی

    در شاهنامه نیز به دفعات نام قوم بلوچ آمده است. اولین بار در داستان سیاوش هنگامی که وی در کار جمع آوری لشکر برای جنگ با افراسیاب است از بلوچ ها یاد می شود : هم از پهلوی پارس و کوچ و بلوچ ز گیلان جنگی و دشت سروچ . همچنانکه از بیت مستفاد می شود در اینجا اشاره ای صریح به محل بلوچ ها نکرده است اگرچه در مصرع دوم می توان گیلان را به معنای سرزمین گیلان گرفت دشت سروچ چنانکه در برهان قاطع آمده است نام دشتی است در نواحی کرمان پس باز جای ابهام باقیست چراکه در مصرع دوم از گیلان و کرمان هردو یاد شده که جایگاه بلوچ ها هستند . در جایی دیگر در داستان کیخسرو هنگامی که پسرش قصد لشکرکشی بر ضد افراسیاب را دارد باز نام بلوچ در نامه ملی ایران ذکر شده است در این صفحه زیبای شاهنامه که فردوسی یک یک بزرگان سپاه ایران را بر می شمارد و از لشکر زیر نظر هریک سخن می گوید به پهلوانی به نام اشکش می رسد که بازور و دل بود و با عقل و هوش . در برهان قاطع آمده است که اشکش موسس سلسله اشکانیست .سپاه اشکش متشکل از قوم کوچ و بلوچ بوده است فردوسی در این باره می گوید : سپاهش زگردان کوچ و بلوچ  سگالیده جنگ و بر آورده خوچ . لغت خوچ در برهان به چند معناست که مطابق این معانی بلوچ و خوچ کاملا هم معنا هستند و احتمالا فردوسی هم همین هم معنا بودن را در انتخاب لغت خوچ در نظر داشته است . فردوسی در توصیف سپاه کوچ و بلوچ چنین می گوید : کسی در جهان پشت ایشان ندید برهنه یک انگشت ایشان ندید .

دنباله در ادامه مطلب

ردّ پای بلوچ در شاهنامه فردوسی
عضویت در خبرنامه سایت