تارنمای رسمی عبدالحمید خدایاری

به تارنمای رسمی عبدالحمید خدایاری شاعر، نویسنده و پژوهشگر بلوچ خوش آمدید .برای استفاده مطلوب در تارنما عضو شوید واز مطالب ناب و منحصر بفرد آن استفاده کنید.

آخرین ارسالی های انجمن

خوشا حق را پرستیدند و رفتند ( مرثیه )

خوشا حق را پرستیدند و رفتند

خوشا حق را پرستیدند و رفتند
سبکبالان خرامیدند و رفتند
پدر از جمله ی آزادگان بود
پرستو وار کوچیدند و رفتند
پدر مرد عمل ، مرد سخاوت
کلام حق ببوسیدند و رفتند
پدر مردی امین ، مرد تهجّد
سحرگاه بهارکوچیدند و رفتند
سحرگاهی چنین تاریک و روشن
چو خورشیدی درخشیدند و رفتند
پدر دائم به دل ذکر خدا داشت
کلام الله به دل نوشیدند و رفتند
مرام او صفا و سادگی بود
چو بلبل نوحه را خوانیدند و رفتند
پدرجان رهروی راه نبی(ص) بود
شراب معرفت نوشیدند و رفتند
 
تقدیم به روح بلند و ملکوتی پدرم که در سحرگاه 29 فروردین92 براثرسانحه رانندگی دعوت حق را لبیک گفتند که با رفتنش قومی داغدار شد. امیدوارم جایش بهشت برین باد. با قرائت سور حمد وتوحید در غم ما شریک خواهید بود.

ثبت شده در تاریخ پنجشنبه 26 ارديبهشت 1392 به شماره سریال 240580 در سایت شعرنو

رهبر فرزانه ام (تقدیم به رهبر معظم انقلاب)

تصویر رهبرمعظم انقلاب در لباس بلوچی

رهبر فرزانه ام (تقدیم به رهبر معظم انقلاب)

رهبرم ای رهبر فرزانه ام
عشق تو دارم درون سینه ام
نام تو سر دفتر اشعار من
با تو روشن می شود افکار من
حجب شعری را زتو آموختم
اندر این ره توشه ها اندوختم
گفته های تو چراغ راه من
رهنمودت مأمن و مأوی من
رهبرم ای سرورم سیدعلی
راه و رفتار تو باشد چون علی
سیّدی در این زمانه چون ولی
رهروی راه پیامبر سرورم سیدعلی
فتنه های این زمانه پر هجوم
قائدی هم چون پیامبر بر عموم
می کنی روشن سبیل و راه من
دائما" ورد زبانی ماه من
ثبت شده درتاریخ پنجشنبه 29 فروردين1392 به شماره سریال 234729 در سایت شعرنو

ردّ پای بلوچ در شاهنامه فردوسی

ردّ پای بلوچ در شاهنامه فردوسی

    در شاهنامه نیز به دفعات نام قوم بلوچ آمده است. اولین بار در داستان سیاوش هنگامی که وی در کار جمع آوری لشکر برای جنگ با افراسیاب است از بلوچ ها یاد می شود : هم از پهلوی پارس و کوچ و بلوچ ز گیلان جنگی و دشت سروچ . همچنانکه از بیت مستفاد می شود در اینجا اشاره ای صریح به محل بلوچ ها نکرده است اگرچه در مصرع دوم می توان گیلان را به معنای سرزمین گیلان گرفت دشت سروچ چنانکه در برهان قاطع آمده است نام دشتی است در نواحی کرمان پس باز جای ابهام باقیست چراکه در مصرع دوم از گیلان و کرمان هردو یاد شده که جایگاه بلوچ ها هستند . در جایی دیگر در داستان کیخسرو هنگامی که پسرش قصد لشکرکشی بر ضد افراسیاب را دارد باز نام بلوچ در نامه ملی ایران ذکر شده است در این صفحه زیبای شاهنامه که فردوسی یک یک بزرگان سپاه ایران را بر می شمارد و از لشکر زیر نظر هریک سخن می گوید به پهلوانی به نام اشکش می رسد که بازور و دل بود و با عقل و هوش . در برهان قاطع آمده است که اشکش موسس سلسله اشکانیست .سپاه اشکش متشکل از قوم کوچ و بلوچ بوده است فردوسی در این باره می گوید : سپاهش زگردان کوچ و بلوچ  سگالیده جنگ و بر آورده خوچ . لغت خوچ در برهان به چند معناست که مطابق این معانی بلوچ و خوچ کاملا هم معنا هستند و احتمالا فردوسی هم همین هم معنا بودن را در انتخاب لغت خوچ در نظر داشته است . فردوسی در توصیف سپاه کوچ و بلوچ چنین می گوید : کسی در جهان پشت ایشان ندید برهنه یک انگشت ایشان ندید .

دنباله در ادامه مطلب

ردّ پای بلوچ در شاهنامه فردوسی
عضویت در خبرنامه سایت